مرتضى راوندى

456

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

اسلام از رواج و اعتبار افتاد . » « 1 » استاد نفيسى در پيرامون سير پول در ايران ، چنين نوشته است : « پولى كه در سراسر ايران و برخى از كشورهاى اسلامى ديگر رواج داشت ، مطابق همان اصولى بود كه از ساسانيان تقليد كرده بودند . سكهء طلا را دينار مىگفتند كه معمولا 25 / 4 گرم طلا داشت . به سكه‌هاى طلا كه در ايران رايج بود و از ساسانيان تقليد كرده بودند دينار كسروى مىگفتند ، و سكه‌هاى زر رايج در آسياى غربى را كه از سكه‌هاى بيزنتى تقليد كرده بودند دينار قيصرى مىگفتند . جعفر بن يحيى برمكى ، وزير معروف ايرانى هارون الرشيد ، سكهء تازه‌اى زده بود كه عيارش كمتر از سكه‌هاى طلاى ديگر بود و ايرانيان آن را بيشتر مىپسنديدند و آن را زر جعفرى و دينار جعفرى مىگفتند . اين سكه‌هاى مختلف يك وزن و يك عيار نداشت و رويهمرفته عيار آنها بسيار كم و باندازه‌اى بود كه طلا بتواند خود را نگاه دارد و نرم نباشد . و در ضمن ، سكهء كامل عيار يعنى بىعيار هم رايج بود كه ايرانيان آن را زرده‌دهى يعنى زرى كه هر ده جزو آن طلاست و عيار ندارد مىگفتند و نوع ديگر را زر شش سرى يعنى زرى كه هر شش دانگ طلا باشد مىناميدند بجز سكه‌هاى يك دينارى طلا سكه‌هاى يك ثلث دينار هم بود كه 40 / 1 گرم وزن داشت ، و نيز سكه‌هاى ربع دينار هم رواج داشت . دينار شرعى را هميشه 25 / 4 گرم حساب كرده‌اند . سكه‌هاى نقره را درهم مىگفتند و در زبان فارسى اين كلمه درم هم آمده است . درم خيلى بيش از دينار تنوع داشت . معمولا يك درهم مىبايست يك مثقال نقره داشته باشد ، اما بيشتر درهمها 97 / 2 گرم وزن داشته است . درهم را نيز از سكه‌هاى نقرهء ساسانيان تقليد كرده بودند ، اما سكه‌هاى ساسانى از زمان اردشير بابكان تا پايان شهريارى اين سلسله ، هميشه 25 / 4 گرم وزن داشته است . هميشه يك دينار را بيست درهم حساب مىكرده‌اند . اما درهمى كه در وزن معمول بود ، معادل 148 / 3 گرم بود . درهم نيز مانند دينار انواع مختلف داشت : يك قسم را درهم بغلى مىگفتند كه تقليدى از برخى از سكه‌هاى آسياى صغير بود . قسم ديگر را درهم جوزاقى مىگفتند كه در جوزقان همدان سكه مىزدند . قسم ديگر ، درهم محمدى بود كه در رى سكه مىزدند . يك قسم را درهم طبرى ، و يك قسم را درهم سميرى ، قسم ديگر را درهم جواز مىگفتند . درهم بغلى يك مثقال يا ده قيراط و گاهى 12 و گاهى 15 قيراط داشت . در همهء شهرهاى مهم ايران ، دينار و درهم را سكه مىزدند و اختلافى كه در عيار بود بواسطهء اختلافى بود كه در بين شهرها معمول بود . پول مس رواج بسيار نداشت ، و در برخى از نواحى و برخى از زمانها معمول نبود و رويهمرفته بسيار كم به كار مىرفت . معمولا يك درهم را به شش قسمت تقسيم مىكردند كه در زبان پارسى به آن « دانگ » مىگفتند و اين كلمه را معرب كرده « دانق » و جمع آن را « دوانق » يا « دوانيق » گفته‌اند . منصور دوانيقى ، دومين خليفهء عباسى ، را از اين جهت دوانيقى گفته‌اند كه به حساب دانگها هم مىرسيد و بسيار سختگيرى مىكرد . رايجترين پول خرد ، سكهء نيم درهمى بود .

--> ( 1 ) . جلال همايى تاريخ ادبيات ايران ، [ از ازمنهء قديم تاريخى تا حملهء مغول ] ، پيشين . ص 354 - 353 ( به اختصار ) .